<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>Iran - Mithras</title>
      <link>http://weblog.firoozian.com/</link>
      <description>.:: چو ايران نباشد تن من مباد ::.</description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2008</copyright>
      <lastBuildDate>Tue, 25 Sep 2007 09:00:57 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>دوبيت از فردوسی</title>
         <description>چنين است رسم سرای سپنج
يکی زو تن آسان و ديگر به رنج
برين و برآن روز هم بگذرد
خردمند مردم چرا غم خورد</description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/09/a_couplet_of_ferdowsi/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/09/a_couplet_of_ferdowsi/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">فردوسی</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">شعر</category>
        
         <pubDate>Tue, 25 Sep 2007 09:00:57 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>ببينم می‌توانم برگردم؟</title>
         <description>خيلی زمان گذشته است و من چيزی در وب‌لاگم ننوشته ام. خوب است که اينجا فيلْ+تِر است و بازديد کننده‌ی زيادی ندارد، مگرنه بسيار بدتر می‌شد. 

پيشامدهای زيادی را پشتِ سر گذاشته ام. خوب و کمی بد. ديوانگی‌هايی که مايه خنده و شادی می‌شوند. گاهی می‌انديشم که زندگی چه بيهوده است و گاهی براستی از هر نفسی که می‌کشم، از اينکه می‌توانم در اين جهان زندگی کنم در پوست خود نمی‌گنجم. آدمی است ديگر! 

بنا به برخی رويکردها بنا دارم که دور و ورِ نوشته‌های سياسی نچرخم. زمانی که می‌بينی همه تنها غر می‌زنند و غر می‌زنند و سپس درمی‌يابی که خود تو هم يکی از همان‌ها هستی؛ کسی که هيچ کاری نمی‌کند و تنها از روی ناتوانی بد و بيراه می‌گويد. شايد.

تا زمانی که نگرانِ اندازه‌ی نان و قيمتِ فلان چيز و يا دفتر و کتابِ حکومتی هستيم، زندگی همين است. از آن لذت ببريم. بويژه که با صد ليتر سهميه‌ی بنزينِ کوپنی آن هم به گونه‌ی نوين، بايد بيشتر خوشحال باشيم. تنها نبايد زياد جفتک پرانی کنيم، نکند همين کاه و يونجه را قطع کنند!

سايه شومِ جنگ هم بی خيال...</description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/09/a_try_to_find_if_i_can_write/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/09/a_try_to_find_if_i_can_write/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 02 Sep 2007 09:32:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دو بيت از حافظ</title>
         <description>سزدم چو ابر بهمن که برين چمن بگريم
طرب آشيان بلبل بنگر که زاغ دارد
سر درس عشق دارد دل دردمند حافظ
که نه خاطر تماشا نه هوای باغ دارد</description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/04/a_couplet_of_hafiz/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/04/a_couplet_of_hafiz/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">حافظ</category>
        
         <pubDate>Thu, 19 Apr 2007 09:17:47 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>اون که رفته اينجاست</title>
         <description>با اينکه برنامه‌ای هست که با آن می‌توانم وب‌لاگم را به روز کنم، بيشتر دوست دارم از راهِ خودِ صفحه‌ی ويرايشِ برنامه‌ی «ام تی» اين کار را انجام بدهم. لذتی بسيار زياد دارد. 

تا ببينيم اين دريوزگان با اين فيلْ+تِر بازی‌ها چه را می‌خواهند برسانند؟ حماقت‌شان را يا پليدیِ انکار ناشدنی‌شان را...</description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/01/who_has_gone_is_here/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2007/01/who_has_gone_is_here/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 27 Jan 2007 09:58:03 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شبِ چله</title>
         <description>شبِ چله هم آمد و رفت و اين جا همچنان بی هيچ جنبشی در تکاپویِ پر شتابِ اينترنت گوشه‌ای وا مانده است. 

اين را همينجوری نوشتم. چيزی را دارم آزمايش می‌کنم.</description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/12/yalda/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/12/yalda/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 25 Dec 2006 09:02:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مهر - هتيت‌ها</title>
         <description><![CDATA[<div class="entry-img-left" style="width:280px;"><div class="inner" style="width:280px;"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Hittites" target="weblog.firoozian.com"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/commons/thumb/8/84/Hittite_Empire.png/280px-Hittite_Empire.png" alt="The Hittite Empire (red) at the height of its power in ca. 1290 BC, bordering on the Egyptian Empire (green) - امپراتوریِ هتيت‌ها (بخشِ قرمز) در نيرومندترين زمان خودش در حدودِ ۱۲۹۰ پيش از ميلاد، هم مرز با فرمانروايی مصري‌ها (بخشِ سبز)" title="The Hittite Empire (red) at the height of its power in ca. 1290 BC, bordering on the Egyptian Empire (green) - امپراتوریِ هتيت‌ها (بخشِ قرمز) در نيرومندترين زمان خودش در حدودِ ۱۲۹۰ پيش از ميلاد، هم مرز با فرمانروايی مصري‌ها (بخشِ سبز)" style="width: 280px;" /><p>Wikipedia</p></a></div></div>

<strong>هاتي‌ها Hatti که امروزه هتيت Hethit [Hittites<span dir="ltr">]</span> ناميده می‌شوند</strong> - در آغازِ هزاره‌ی دويم پيش از ميلاد، مردمي آريايی نژادِ روشن پوستِ نيايشگرِ آفتاب (مظهرِ ايزدِ مهر) از راهِ قفقاز به آسيای کوچک سرازير شدند. اينان کم کم آسيایِ کوچک را به زيرِ فرمانِ خود در آوردند و در سده‌ی هفدهمِ پيش از ميلاد کشورِ خود را در آسيایِ کوچک به اندازه‌ای گسترش دادند که در جنوب با کشورِ بزرگِ بابل و مصر هم مرز گرديدند. 

هتيت‌ها پيوسته به بابل دست اندازی می‌کردند. مردمِ بابل از اين يورشگران می‌ترسيدند و آنها را آفتاب پرست می‌دانستند و «بربر» می‌ناميدند، زيرا هتيت‌ها آفتاب (مظهرِ ايزدِ مهر) را گرامی می‌داشتند و نيايش می‌کردند.]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/mithra/god-mithras-0/2006/10/mithras_hittites/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/mithra/god-mithras-0/2006/10/mithras_hittites/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">god mithras 0</category>
        
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">مهر</category>
        
         <pubDate>Sun, 22 Oct 2006 09:11:56 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>گفتگو يا ستيز</title>
         <description><![CDATA[اين را می‌نويسم تا نوشته باشم. شنبه و دوشنبه هم نشد چيزی بنويسم. باز دارم تنبل می‌شوم. 

چند روز است دارم اين گفتگویِ <a href="http://blog.malakut.org/archives/2006/10/post_84.shtml" title="اسلام-هراسی اروپاييان">ملکوت</a> و نيلگون (چون زمانه از ام تی بهره می‌برد و به تارنمای آن پيوند نداده و نمی‌دانم آيا نسخه‌ای که برای آن به کار رفته خريداری شده است يا نه، پيوندِ نوشته‌ی نيلگون را نمی‌گذارم. در نوشته‌ی ملکوت پيوند به آن هست. اين هم احتياطِ واجب.) را می‌خوانم. با کوششي زياد. نمی‌دانم چرا برخي‌ها دوست دارند سخنانِ ساده را بپيچانند تا برای دريافتِ آنچه می‌خواهند بگويند نياز به يک ميرزا بنويسِ هم خطِ خودشان پيدا کرد؟ 

ببينيم انجامِ گفتگو يا کتک کاری پنهان چه خواهد شد. :) 

اين هم از امروز.]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/10/dialog_or_polemic/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/10/dialog_or_polemic/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 10 Oct 2006 09:00:28 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مهر - کاسپ‌ها</title>
         <description><![CDATA[<div class="entry-img-left" style="width:200px;"><div class="inner" style="width:200px;"><a href="http://www.caspians.com" target="weblog.firoozian.com"><img src="http://www.caspians.com/shagala2.jpg" alt="اسبِ نژادِ کاسپين – The Caspian Horse" title="اسبِ نژادِ کاسپين – The Caspian Horse" style="width: 200px;" /><p>The Persian Horse</p></a></div></div>

<strong>کاسپ‌ها يا کاسپ‌يان</strong> - بررسی‌های من به اينجا رسيده است که، نخستين گروهِ آريايی‌های سفيد پوست با چشماني کبود و موهایِ بور که در هزاره‌ی سهيمِ پيش از ميلاد يا زودتر، پيش از کوچيدنِ هتيت‌ها و ميتاني‌ها به آسيایِ کوچک، از راهِ دامنه‌ی کوه‌های تالش (تال، تيل، تول = گِل + لش) به ايران آمدند و در دره‌ی سفيدرود و دلتایِ آن (گيلانِ امروزی) ماندگار شدند «کاسپ‌ها» بودند. اينها فرهنگي درخشان و تمدني گسترده در اينجا بنيان گذاشتند و نامِ خود را به دريای شمالِ ايران دادند که فرنگي‌ها آن را <a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Caspian_Sea" title="Caspian Sea">دريای کاسپي‌يَن</a> (کاسپيان) می‌نامند. 

چيزهايی را که در دره‌ی سفيدرود از زيرِ خاک بيرون آورده اند، مانده از دورانِ کاسپ‌ها هستند.

کشورِ کاسپ‌ها در آغاز، در دره‌ی سفيدرود ميان دريایِ کاسپيان و کوه‌های شمالیِ زنجان (سنگان) و از املش (امل + لش) تا تالش گسترده بوده است.]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/mithra/god-mithras-0/2006/10/mithras_kaspians/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/mithra/god-mithras-0/2006/10/mithras_kaspians/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">god mithras 0</category>
        
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">مهر</category>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">اسب</category>
        
         <pubDate>Sun, 08 Oct 2006 09:46:30 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>يک بيت از سنايی</title>
         <description>هر کرا دولتست و بُرنايی
تو بدانکس مپيچ که برنَايی</description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/10/a_couplet_of_sanai/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/10/a_couplet_of_sanai/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 05 Oct 2006 09:18:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>وحدتِ ملی</title>
         <description><![CDATA[<div class="entry-img-center" style="width:350px;"><div class="inner" style="width:350px;"><a href="http://nikahang.blogspot.com/2006/10/blog-post_115975956369986327.html" target="weblog.firoozian.com"><img src="http://x5.freeshare.us/122fs939930.jpg" alt="گوسفند هم گوسفندِ شبيه سازی شده" title="گوسفند هم گوسفندِ شبيه سازی شده" style="width: 350px;" /><p>يادداشت‌های نيک‌آهنگ کوثر</p></a></div></div>]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/10/national_unification/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/10/national_unification/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 03 Oct 2006 09:44:16 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شميران و می</title>
         <description><![CDATA[<div class="entry-img-left" style="width:300px;"><div class="inner" style="width:300px;"><img src="http://firoozian.com/static/pics/Black-Grape.jpg" alt="Black Grape - انگور سياه برای شراب" title="Black Grape - انگور سياه برای شراب" style="width: 300px;" /></div></div>

مهرگان بر شما فرخند و خجسته باد. 

اميد که اين روز همانند گذشته جشن گرفته شود و تا باشد، شادی و خوشی باشد. خواه در آغازِ مهر يا دهمِ مهر که برابر با شانزدهمِ مهر به تاريخِ سالنمای زرتشتي است.  

داستانِ زير را از کتابِ سبک شناسی، جلد دوم، نوشته‌ی شادروان محمد تقی بهار (ملک الشعرا) برگرفته از کتابي با نامِ نوروزنامه<a href="http://weblog.firoozian.com/archives/2006/10/the_king_shemiran_and_story_of_wine/#1" name="b1"><font size="small"><sup>*</sup></font></a> منسوب به خواجه امام ابولفتح عمر بن ابراهيم اخيام (اولخيامي) نيشابوري، که شايسته‌ی اين چند روز ديده ام می‌آورم.

* کوشش کرده ام تا جايی که می‌شود، از نگارشِ کتاب پيروی کنم. در نوشته‌ای جدا، داستان را با نگارشي ديگر و برداشت‌های خودم از آن باز می‌آورم. چرا که به گمانِ من بسيار زيبا و انديشمندانه است. 


<p align="right">شميران و می (حکايت اندر معنی پديد آمدنِ شراب)</p>

خيام (؟) در نوروزنامه کشفِ مِی را بيکی از منسوبان جمشيد اسناد داده نويسد:]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/2006/10/the_king_shemiran_and_story_of_wine/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/2006/10/the_king_shemiran_and_story_of_wine/</guid>
        
        
         <pubDate>Mon, 02 Oct 2006 09:18:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>مهر</title>
         <description><![CDATA[<p align="center">مِهر</p>

<strong>مهر، ايزدِ از ياد رفته‌ای که از بامداد تا دلِ شب، در پگاه، در نيمروز، در پسين و در شامگاه همه‌ی زندگی ما را پر کرده است.</strong>

اين نوشته را بخوانيد و بغِ مهر، ايزدِ فروغ، ايزدِ روشنی، شاه چراغ، نگهبانِ پيمان، پشتيبانِ جنگيان و راستگويان و درست‌کاران، پيشوایِ ايياران (عياران)، علیِ علی الاهيان، داوود کوود (کبود) سوار، يارِ غار، زورخانه، پهلوان و لوتی را باز شناسيد و از بزرگترين سرافرازی نخستين دورانِ سروریِ مردم آريايیِ ايران زمين آگاه شويد.]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/mithra/god-mithras-0/2006/10/mehr_or_mithras/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/mithra/god-mithras-0/2006/10/mehr_or_mithras/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">god mithras 0</category>
        
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">مهر</category>
        
         <pubDate>Sun, 01 Oct 2006 09:26:02 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>دو سه خط همين جوری</title>
         <description><![CDATA[داشتم چيزي پيرامونِ يک ويژگیِ بلاگر می‌نوشتم که بهتر ديدم يکي دو روزِ ديگر آن را به پايان ببرم و اينجا بگذارم. چون دارم روی يک چيزي همانند، که ام تی هم دارد کار می‌کنم. 

اکنون نمی‌دانم درباره‌ی چی بنويسم؟ بنا هم گذاشته ام که دست کم روزي يک نوشته در وبلاگم بگذارم. هرچی شد شد. برای همين هست که می‌بيند اين چند روزه چرند و پرند زياد نوشته ام. اين کمک می‌کند کم کم دوباره دستم توی نوشتن يا تايپيدن راه بيافتد. 

ديدم بيشترِ وبلاگ‌ها درباره‌ی خانمِ <a href="http://spaceblog.xprize.org" title="وبلاگِ انوشه انصاری">انوشه انصاری</a> نوشته اند. من نتوانستم چيزي بنويسم و يا نياز نديدم. فردا هم که ايشان به زمينِ خوشگلِ خودمان بر می‌گردند. گرچه دوست داشتم درباره‌ی پرچمِ ايران و اجازه ندادن به وی برای داشتنِ پرچمِ کشورمان بر روی لباس‌شان بنويسم. من با اين کار هم رای هستم. راستش از ديدِ من ايشان به عنوان يک ايراني به فضا نرفتند. نه مردمِ ايران و نه حکومت هم در اين رويدادِ بزرگ هيچ نقشی نداشتيم. همه‌اش به خودِ خانم انصاری و توانايی ايشان در بهره گيری از ابزارها و امکان‌های کشورِ آمريکا بر می‌گردد. 

يک نوشته از پيشگفتارِ کتابي هست که می‌خواستم برای اين چند روز که يادواره‌ی جنگ است اينجا بگذارم. نشد که آن را بازبينی کنم و بفرستم. پيرامونِ نقشِ تاريخی و فرهنگی ايران و اين خائن‌هايی که در آذربايجان و خوزستان، خواستارِ تکه تکه کردن ايران هستند است.]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/09/2_3_lines_writing/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/09/2_3_lines_writing/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Thu, 28 Sep 2006 09:58:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قانونِ مردم آزاریِ صدا و سيما</title>
         <description>همانگونه که گمان می‌کردم، ديشب برنامه‌ای را که می‌خواستم ببينم نشان ندادند. چيزی که از صدا و سيما می‌توان چشم داشت. خوب بود که در زيرنويسِ اعلامِ برنامه‌ها، ديدم که برنامه‌ی پخشِ آنها دگرگون شده است. مگر نه حسابی سر کار می‌ماندم. 

امروز به تارنمای شبکه يک سری زدم. بيشترِ پيوندها کار نمی‌کرد. جدولِ برنامه‌ها پر از خالی بود. هفت روزِ هفته هيچ برنامه‌ای نداشتند. چندين دقيقه هم زمان گرفت تا صفحه‌یِ نخست و زشتِ آن بار شود. اينان از اينترنت، تنها نام و فيلْ+تِر کردن آن را ياد گرفته اند. به راستی پول ما را چگونه حيف و ميل می‌کنند و به قوم و خويش خود می‌دهند تا اينچنين گند کاری‌هايی بکنند. </description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/09/the_irib_malignity_law/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/09/the_irib_malignity_law/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 27 Sep 2006 09:45:36 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>پايانِ دوران</title>
         <description><![CDATA[<div class="entry-img-left" style="width:200px;"><div class="inner" style="width:200px;"><a href="http://en.wikipedia.org/wiki/Nostradamus" target="weblog.firoozian.com"><img src="http://upload.wikimedia.org/wikipedia/en/thumb/c/c6/Nostradamus_by_Cesar.jpg/200px-Nostradamus_by_Cesar.jpg" alt="Nostradamus original portrait by his son Cesar - تصوير نوستراداموس نقاشیِ پسرش، سزار" title="Nostradamus original portrait by his son Cesar - تصوير نوستراداموس نقاشیِ پسرش، سزار" style="width: 200px;" /><p>Wikipedia</p></a></div></div>

ديشب که نه، کمی از دو و نيم بامداد گذشته برنامه‌ی «پايانِ دوران» را نگاه کردم. قسمتِ دوم بود. من سری آغازينِ آن را کامل نشد ببينم. گفتارهای جالب و نتيجه‌گيری‌های مسخره‌ای دارد. 

من بيشتر از بخشِ مربوط به پيشگويی‌های نوستراداموسِ آن خوشم می‌آيد. يادم هست در بخشي در آن می‌خواهند نشان دهند که پيشگويی نوستراداموس، برای بازگشتِ بزرگی و عظمتِ ايران، به زمانِ کنونی و دست يابی حکومت به فن آوریِ هسته‌ای بر می‌گردد. آن هم از ديدِ راستی‌های چند آتشه‌ی آمريکا!]]></description>
         <link>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/09/end_of_time/</link>
         <guid>http://weblog.firoozian.com/archives/daily/2006/09/end_of_time/</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">daily</category>
        
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#tag">Nostradamus</category>
        
         <pubDate>Tue, 26 Sep 2006 09:06:28 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
