پنجشنبه، ۱۰ مهر ۱۳۵۸۶
عشق ايران و ديگر هيچ
گويند که لحظهای است روييدن عشق
عاشقی روی نامهاش نوشت ليلا، خط زد
نوشت ليلای عزيزم، خط زد
نوشت عشقِ من، خط زد
دو، سه بار خط زد
نوشت عشقِ بیسرانجامِ من
اينبار خط خطی کرد، پاره کرد
نوشت بهارِ من، خندهاش گرفت
نوشت جوانیِ من، اخمش گرفت و ابرو درهم کشيد
هر دو را خط زد، هم بهار و هم جوانی را
نوشت تهرانِ من، هایهای گريست
نوشت ايرانِ من و روی نامه جان داد
چو ايران نباشد تن من مباد
- چکامه بالا را نخستين بار در ماهنامه وهومن خواندم. نام گوينده آن را فراموش کردهام. خود ماهنامه را هم پيدا نکردم تا از روی آن نام نويسنده را بنويسم. هر زمان آنرا يافتم اينجا خواهم نوشت. اين چکامه را من بسيار دوست دارم. برای همين آنرا برای سرآغاز وبلاگم برگزيدم. اميد که اين وبلاگ در خور نام بزرگ ايران باشد.