يكشنبه، ۲ مهر ۱۳۵۸۹

يادداشتِ نويسنده

به نامِ خدای جان و خرد

چهل سال می‌شود که ناپيوسته درباره‌ی آيينِ مهر بررسی می‌کنم. از چند سال پيش می‌خواستم يادداشت‌هايم را به چاپ برسانم، اما در اين کار دو دل بودم. با برگزار شدن «کنگره‌ی مهرشناسانِ جهان» در شهريور ماهِ ۱۳۵۴ (۲۵۳۴) در دانشگاهِ ملیِ تهران و آگاهی از دانشِ «مهر شناسانِ جهان» درباره‌ی «بغِ مهر»، دلير گشتم و بر آن شدم که يادداشت‌هايم را به چاپ برسانم. باشد که مهرشناسانِ جهان در گردهم آيی‌های آينده، از آيينِ مهر آگاهیِ درستی پيدا کنند.

ادامه‌ی «يادداشتِ نويسنده»

يكشنبه، ۹ مهر ۱۳۵۸۹

مهر

مِهر

مهر، ايزدِ از ياد رفته‌ای که از بامداد تا دلِ شب، در پگاه، در نيمروز، در پسين و در شامگاه همه‌ی زندگی ما را پر کرده است.

اين نوشته را بخوانيد و بغِ مهر، ايزدِ فروغ، ايزدِ روشنی، شاه چراغ، نگهبانِ پيمان، پشتيبانِ جنگيان و راستگويان و درست‌کاران، پيشوایِ ايياران (عياران)، علیِ علی الاهيان، داوود کوود (کبود) سوار، يارِ غار، زورخانه، پهلوان و لوتی را باز شناسيد و از بزرگترين سرافرازی نخستين دورانِ سروریِ مردم آريايیِ ايران زمين آگاه شويد.

ادامه‌ی «مهر»

يكشنبه، ۱۶ مهر ۱۳۵۸۹

مهر - کاسپ‌ها

کاسپ‌ها يا کاسپ‌يان - بررسی‌های من به اينجا رسيده است که، نخستين گروهِ آريايی‌های سفيد پوست با چشماني کبود و موهایِ بور که در هزاره‌ی سهيمِ پيش از ميلاد يا زودتر، پيش از کوچيدنِ هتيت‌ها و ميتاني‌ها به آسيایِ کوچک، از راهِ دامنه‌ی کوه‌های تالش (تال، تيل، تول = گِل + لش) به ايران آمدند و در دره‌ی سفيدرود و دلتایِ آن (گيلانِ امروزی) ماندگار شدند «کاسپ‌ها» بودند. اينها فرهنگي درخشان و تمدني گسترده در اينجا بنيان گذاشتند و نامِ خود را به دريای شمالِ ايران دادند که فرنگي‌ها آن را دريای کاسپي‌يَن (کاسپيان) می‌نامند.

چيزهايی را که در دره‌ی سفيدرود از زيرِ خاک بيرون آورده اند، مانده از دورانِ کاسپ‌ها هستند.

کشورِ کاسپ‌ها در آغاز، در دره‌ی سفيدرود ميان دريایِ کاسپيان و کوه‌های شمالیِ زنجان (سنگان) و از املش (امل + لش) تا تالش گسترده بوده است.

ادامه‌ی «مهر - کاسپ‌ها»

يكشنبه، ۳۰ مهر ۱۳۵۸۹

مهر - هتيت‌ها

هاتي‌ها Hatti که امروزه هتيت Hethit [Hittites] ناميده می‌شوند - در آغازِ هزاره‌ی دويم پيش از ميلاد، مردمي آريايی نژادِ روشن پوستِ نيايشگرِ آفتاب (مظهرِ ايزدِ مهر) از راهِ قفقاز به آسيای کوچک سرازير شدند. اينان کم کم آسيایِ کوچک را به زيرِ فرمانِ خود در آوردند و در سده‌ی هفدهمِ پيش از ميلاد کشورِ خود را در آسيایِ کوچک به اندازه‌ای گسترش دادند که در جنوب با کشورِ بزرگِ بابل و مصر هم مرز گرديدند.

هتيت‌ها پيوسته به بابل دست اندازی می‌کردند. مردمِ بابل از اين يورشگران می‌ترسيدند و آنها را آفتاب پرست می‌دانستند و «بربر» می‌ناميدند، زيرا هتيت‌ها آفتاب (مظهرِ ايزدِ مهر) را گرامی می‌داشتند و نيايش می‌کردند.

ادامه‌ی «مهر - هتيت‌ها»