يكشنبه، ۱۶ مهر ۱۳۵۸۹

مهر - کاسپ‌ها

کاسپ‌ها يا کاسپ‌يان - بررسی‌های من به اينجا رسيده است که، نخستين گروهِ آريايی‌های سفيد پوست با چشماني کبود و موهایِ بور که در هزاره‌ی سهيمِ پيش از ميلاد يا زودتر، پيش از کوچيدنِ هتيت‌ها و ميتاني‌ها به آسيایِ کوچک، از راهِ دامنه‌ی کوه‌های تالش (تال، تيل، تول = گِل + لش) به ايران آمدند و در دره‌ی سفيدرود و دلتایِ آن (گيلانِ امروزی) ماندگار شدند «کاسپ‌ها» بودند. اينها فرهنگي درخشان و تمدني گسترده در اينجا بنيان گذاشتند و نامِ خود را به دريای شمالِ ايران دادند که فرنگي‌ها آن را دريای کاسپي‌يَن (کاسپيان) می‌نامند.

چيزهايی را که در دره‌ی سفيدرود از زيرِ خاک بيرون آورده اند، مانده از دورانِ کاسپ‌ها هستند.

کشورِ کاسپ‌ها در آغاز، در دره‌ی سفيدرود ميان دريایِ کاسپيان و کوه‌های شمالیِ زنجان (سنگان) و از املش (امل + لش) تا تالش گسترده بوده است.

کاسپ‌ها پيروِ آيينِ مهر بودند و بايد نخستين کساني بوده باشند که اسب را به ايران آورده و پرورش داده اند. کاس‌های گيلان که چشماني کبود، پوستي سفيد و موهای بور دارند و بيشتر در فومن و اسالم و تالش و املش زندگی می‌کنند، از نژادِ کاسپ هستند.

کاسپ‌ها از کوه‌های تالش به آذربايجان هم رفته اند. دو کسيان [؟]، يکي در شهرستانِ ماکو و ديگري در شهرستانِ رضائيه از اين مردم نام گرفته اند. مردمِ چشم کبود و مو بور و سفيد پوستِ آذربايجان هم از نژادِ کاسپ و از خويشانِ کاس‌های گيلان هستند.

کاسپ‌ها به فلاتِ ايران کوچيده اند و زمانِ درازی شهرِ قزوين (کاسپين = کاسپيان) زيستگاه و پايگاهِ‌شان بوده است. مردمِ مو بور و سفيد پوست و کبود چشمِ قزوين هم از نژادِ کاسپ اند.

گروه‌ي از کاسپ‌ها به خراسان رفته اند و در دره‌ی کاسپ‌رود که امروز کشف‌رود ناميده می‌شود ماندگار شده اند (کشف نامِ لاک‌پشت است و به اينجا نمی‌خورد، در شاهنامه نامِ اين رود، کاسپ‌رود و کاسف‌رود آمده است). گروهی هم به خاورِ افغانستانِ امروزی رفته اند که بازماندگانشان با موی بور، چشمِ آبی و پوستِ سفيد هنوز در آنجا زندگی می‌کنند.

کاسپ‌ها از قزوين به همدان و از آنجا به لرستان رفته اند. اينها با پروراندنِ اسب و فروختنِ آن به بابلي‌ها، به کشورِ بابل راه يافتند. پيش از آنکه کاسپ‌ها به بابلی‌ها اسب بفروشند، سومري‌ها و اکدي‌ها و بابلي‌ها، ارابه‌های خود را با گاو می‌کشيدند. پس از شناختنِ اسب، اربه‌هايشان را با اسب کشيدند که آنها را از کاسي‌ها می‌خريدند. از همين راه اسب به عربستان رفت و در آنجا پرورش يافت، جوری که اسبِ عربي امروزه به نام شده است.

هم اکنون در لرستان مردمي سفيد پوست با موهای بور و چشمانی کبود، در تيره‌های کاکاوند، حسن‌وند، بوميانِ نورآباد، در بخش‌های زاغه، الشتر، دلفان، سلسله، کرمانشاه و جاهای ديگر زندگی می‌کنند که از نژادِ کاسپ هستند.

کاسي‌های لرستان که از راهِ اسب فروشی به بابل راه يافته بودند، کم کم در بابل رخنه کردند و به آنجا دست اندازی می‌کردند. اين دست اندازی‌ها به اندازهای گسترش يافت که، از سده‌ی هجدهمِ پيش از ميلاد، نامِ کاسي‌ها در تاريخِ بابل راه يافت.

بابلي‌ها، به کاس‌ها که از شمالِ خاوری، و هتيت‌های سفيد پوستِ مو بورِ و کبود چشمِ هم نژادِ کاسي‌ها که از شمال به بابل دستبرد می‌زدند «بربرها» می‌گفتند.

بربر، به زبانِ سومري نامِ آفتاب است. سومري‌ها کاسي‌ها را و بابلي‌ها هتيت‌ها را که هر دو نيايشگرِ آفتاب (مظهرِ ايزدِ مهر) بودند «آفتاب پرست» می‌دانستند. و آنها را بربر می‌ناميدند.

کاسي‌ها که با گذشتنِ زمان نيرومند شده بودند، در سالِ ۱۵۲۰ پيش از ميلاد، کشورِ بابل را گرفتند و فرمانروايیِ خود را در آنجا استوار کردند.

از پادشاهانِ نامدارِ کاسي‌ها در بابل، نامِ کارائين‌داش Karaïndash (پيرامونِ سال‌ِ ۱۴۱۵ پيش از ميلاد)، بورنابوری‌ياشِ دوم Burnaburiash (پيرامونِ سالِ ۱۳۵۰ پيش از ميلاد) و ملی‌شی‌خو Melishichu (پيرامونِ سالِ ۱۱۸۰ پيش از ميلاد) بجا مانده است.

در سالِ ۱۱۶۰ پيش از ميلاد، پس از ۳۶۰ سال فرمانروايی به کشورِ بابل، کسي‌هایِ لرستان از الامي‌ها شکست خوردند و سرورىِشان در کشورِ بابل پايان يافت و به کوهستانِ لرستان بازگشتند (لغتنامه‌ی سوئيسيِ NSB Enzyklopaedi-Lexikon 2000 جلدِ هشتم چاپِ ۱۹۷۱ صفحه‌ی ۲۷۸۲ ستونِ چهارم).

کاس‌ها را الامي‌ها، کَسي، آسوري‌ها، کشو و هرودوت کيسي ناميده است. در تاريخ کشو، کاسو، کيسي، کسي، کاسيت، کسيان هم ناميده شده اند.

  • رونويسی شده از کتاب «بغ مهر» نوشته‌ی «احمد حامی»